کلیه امور حسابداری ( بازرگانی , خدماتی و پیمانکاری ) تهیه لیست بیمه و مالیات – تهیه و تنظیم اظهار نامه مالیاتی – تنظیم دفاتر قانونی
شماره تماس : 09125608374 مهران بهرامی کیا
قابلیت های کلیدی نرم افزار MessengerLog Pro 7.08:
- ذخیره گفتگوهای برنامه Yahoo Messenger و تمامی فعالیت انجام شده در گفتگوها
- قابلیت پشتیبانی از سیستم چند کاربری
- امکان کنترل والدین و اهداف دیگر
- پشتیبانی کامل از unicode
- قابلیت ذخیره، جستجو و ویرایش آسان و موثر log گفتگو
- دارای 15 رنگ موجود و امکان نصب رنگ دلخواه
- محیط کاربری کاربر پسند و استفاده آسان از برنامه
- ذخیره و ذخیره چت از MSN Messenger, Google GTalk, Skype , ICQ, AIM/AOL messenger
- امکان ثبت گفتگوها در دو فرمت متن ساده و متنی HTML قوی شامل آیکون های حرکتی، فونت و رنگ و ...
- توانایی دستیابی و تنظیم تمامی پسوردهای حمایت شده
- دارای تاریخ و زمان هر چت
- پشتیبانی از نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز ویستا
- و ...
« نرم افزاری کاربردی برای یاهو مسنجر »
این نرم افزار دارای قابلیت های فراوانی از قبیل :
- - Add کردن بدون اجازه
- مشاهده وبکم دیگران به صورت Anonymous
- بوت کردن
|
|
شما مي ريد تو سايت ياهو ميل ميريد (اونجايي كه بايد يوزر و پس روباري ورود به صندوق پستي وارد كني) حلا برو منوي View توي همون مرورگر خودت (اكهنمي دوني مرور گر چيه برو بمير) و وارد sourceصفحه شو .حالا كدهاي html رو كپي كن وبپر برو تو فرانت پيج وارد قرانت پيج كه شدي يك صفحه ي جديد اينجاد مي كني حالاقسمت پايين سمت چپ روي codeكليك كن و هر چي كد html هست رو پاك كن و به جاش كدافئم ياهو رو بارگزاري كن حالا كنار دكمه codeروي دكمه ي dising كليك كن حالااونجايي كه مي بايست يوزر و پس رو وارد ميكردي دورش خط تيره كشيده تو ميري توي اونخط تيره ها كليك راست ميكني رو از منوي باز شده form propertis كليك كن حالا ازپنجره ي باز شده بر روي send to كليك كن و در قسمت email adress ايميل خودت روبنويس . خب حالا ok رو بزن و بيا بيرون و اون صفحه رو ذخيره كن .
بعد ازاتمام كار و ذخيره كردن اونها با پسوند html برو فايل html رو تو سايتهايي كه ميتونين فايلهاتون رو اپلود كنين بزاريد. و يك لينك از اون با هر اسمي كه دلتون خواستبزاريد مثلا به فارسي بنويسيد ورو به ياهو ميل وقتب طرف روش كيايك كرد وارد صفحه يتقلبي ميشه و وقتي يوزر و پسوردش رو وارد كرد و خواست وارد صندوق پستي خودش بشه اينيوزر و پس براي شما فرستاده ميشه . خيلي نامرديه مگه نه شوخي كردم برو حالت رو بن .
زندگي چيه ؟ زندگي عشقه، عشق چيه ؟ عشق بوسيدنه، بوسيدن چيه ؟ بيا اينجا بهت بگم!!!
***************************
به يارو ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه
***************************
مصارف مهم اس ام اس در ايران : 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر) 2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!" 3-پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !" 4-جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "! 5-فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزي
***************************
يروز هفت به هشت ميگه 2ميليون بهت ميدم جاتو با من عوض کن هشت ميگه: من براي مال دنيا لنگمو هوا نمي کنم
***************************
به يه يارو ميگن تو چرا ريش نداري ميگه اخه من به مامانم رفتم
***************************
يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك كردم
***************************
به يارو ميگن: نظرت درباره بند گردني موبايل چيه؟! ميگه :خوبه, فقط موقع شارژ گوشي يه 2 ساعتي ادم از كار و زندگي ميندازه
***************************
يه يارو ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلي که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بيچارم کرده
***************************
حوا وقتي زن آدم شد5 تا شانس نسبت به بقيه زنهاي الان داشت 1.مادر شوهر نداشت 2.خواهر شوهر نداشت 3.هوونداشت 4.جاري نداشت 5.شوهرش آدم بود
***************************
نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد... چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟
***************************
شباهت مردا با خط تاليا: خيلي ارزونن... زياد اعتبار ندارن... دل خوش کنونن... کلاستو اساسي ميارن پايين... مال بد بيخ ريش صاحبشه... ( با پوزش از خدمت آقايون !!!! )
***************************
کشتي درحال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از کشتي را صادر کرد . مردها براي خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشيد حق تقدم با زنان است . زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يکي يکي از کشتي خارج شدند... پنج دقيقه بعد ناخدا گفت : آقايان بفرمائيد پياده شويد کوسه ها به اندازه کافي سير شدند
***************************
يارو از تاكسي پياده ميشه درو محكم مي بنده مي گه Pedar Sag خودتي. راننده مي گه من كه چيزي نگفتم. يارو مي گه بعدا كه مي گي
***************************
خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو
***************************
روش کوزه اي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي ... چرا ظرف مرا بشکست ليلي نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه . ? روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن مي کني شکلات بين مردم تقسيم مي کني تا مرد آرزوهات بياد. نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع مي تونين فانوس هم روشن کنين .
***************************
يارو داشته نوار خالي گوش ميكرده گريه ميكرده ميگن چرا گريه ميكني؟ميگه دلم واسه خوانندش ميسوزه لال بوده
***************************
مي دوني چرا توشک رو قبل از دوختن با چوب مي زنن ؟ چون بعدا هر چي ديد صداش در نياد
تا گل هیچ
می رفتیم ، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سیاه!
راهی بود از ما تا گل هیچ.
مرگی در دامنه ها ، ابری سر کوه ، مرغان لب زیست.
می خواندیم: « بی تو دری بودم به برون ، و نگاهی به کران ، وصدایی به کویر.»
می رفتیم ، خاک از ما می ترسید ، و زمان بر سر ما می بارید.
خندیدم : ورطه پرید از خواب ، و نهان آوایی افشاندند.
ما خاموش ، و بیابان نگران ، و افق یک رشته نگاه.
بنشستم ، تو چشمت پر دور ، من دستم پر تنهایی ، و زمین ها پرخواب.
خوابیدم. می گویند : دستی در خوابی گل می چید.
از جمله موضوعات مورد بحث پيرامون حقوق زن، مقايسه بين مكتب اسلام با دستاوردهاى تمدن غرب است، امروز در دنيا درباره حقوق زن، مكتب ديگرى رايج نيست و نوعا شرقىها و همه دنيا تحت تأثير دستاوردهاى غربىها در مورد تساوى زن هستند و تقريبا اين فكر غرب همهجا و حتى دنياى كمونيستى را هم احاطه كرده است. بنابراين مقايسه، مناسبترين طرف اسلام همين دستاوردهاى دنياى غرب است كه غربىها در اين مسأله خيلى هم به خود مىبالند. با اين مقايسه مىتوان پى برد كه نگرش حاكم بر غرب واقعا به مصلحت جامعه و خانمها مىباشد يا خير؟(1) اسلام، زن را چگونه موجودى مىداند؟ آيا از نظر شرافت و حيثيت انسانى او را برابر با مرد مىداند يا او را جنس پستتر مىشمارد؟ اين پرسشى است كه اكنون مىخواهيم به پاسخ آن بپردازيم.
اسلام در مورد حقوق خانوادگى زن و مرد، فلسفه خاصى دارد و پارهاى از حقوق و تكاليف و مجازاتها را براى مرد مناسبتر دانسته و پارهاى از آنها را براى زن، در نتيجه، در مواردى براى زن و مرد وضع مشابه و در موارد ديگر وضع نامشابهى در نظر گرفته است. چرا؟ آيا بدان جهت است كه اسلام نيز مانند بسيارى از مكتبهاى ديگر،نظريات تحقيرآميزى نسبت به زن داشته و زن را جنس پستترى شمرده است يا علت و فلسفه ديگرى دارد؟(2)
عدهاى گمان كردهاند كه اسلام درباره زن، عدالت را مراعات نكرده است، در صورتى كه همانگونه كه منابع اسلامى نشان مىدهد و صاحبنظران محقق در اين باره تحقيقات شايستهاى انجام دادهاند، اسلام مابين تساوى زن و مرد و عدالت در ميان آنها فرق گذاشته است مسلم است. كه اگر اسلام مىگفت زن و مرد از همه جهات بيولوژيك، فيزيولوژيك و روانى و هرگونه فعاليت مغزى و روحى، يكى هستند، اين خلاف واقع بود و گمان نمىرود كسى در اين دنيا پيدا شود و از اين دو صنف اطلاع لازم و كافى داشته باشد و چنين سخنى را به زبان بياورد.(3)
شهيد مطهرى مىگويد : «مكرر در نطقها و سخنرانىها و نوشتههاى پيروان سيستمى غربى شنيده و خواندهايد كه مقررات اسلام را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال اينها به عنوان تحقير و توهينى نسبت به زن ياد كردهاند؟ چنين وانمود مىكنند كه اين امور هيچ دليلى ندارد جز اينكه فقط جانب مرد رعايت شده است.
مىگويند اسلام، دين مردان است و زن را انسان تمام عيار شناخته و براى او حقوقى كه براى يك انسان لازم است وضع نكرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مىدانست تعدد زوجات را تجويز نمىكرد، حق طلاق را به مرد نمىداد، شهادت دو زن را با يك مرد برابر نمىكرد، براى زن قيمت به نام مهر قائل نمىشد، به زن استقلال اقتصادى و اجتماعى مىداد و او را جيرهخوار و واجبالنفقه مرد قرار نمىداد.
مىگويند اسلام با اين كه دين مساوات است و اصل مساوات را در جاهاى ديگر رعايت كرده است، در مورد زن و مرد رعايت نكرده است.
اصلى كه در اين استدلال به كار رفته، اين است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حيثيت و شرافت انسانى، يكسانى و تشابه آنها در حقوق است. مطلبى هم كه از نظر فلسفى بايد انگشت روى آن گذاشت اين است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حيثيت انسانى چيست؟ آيا لازمهاش اين است كه حقوق مساوى يكديگر داشته باشند به طورى كه ترجيح و امتياز حقوقى در كار نباشد؟ يا لازمهاش اين است كه حقوق زن و مرد علاوه بر تساوى و برابرى، متشابه و يكنواخت هم بوده باشند و هيچگونه تقسيم كار وظيفهاى در كار نباشد؟ شك نيست كه لازمه اشتراك زن و مرد در حيثيت انسانى و برابرى آنان از لحاظ انسانيت، برابرى آنها در حقوق انسانى است؛ اما تشابه آنها در حقوق چطور؟
كميت غير از كيفيت است. برابرى غير از يكنواختى است. آن چه مسلم است اين است كه اسلام حقوق يكجور و يكنواختى براى زن و مرد قائل نشده است ولى اسلام هرگز امتياز و ترجيح حقوقى براى مردان نسبت به زنان قائل نيست. اسلام اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد نيز رعايت كرده است. اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نيست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.»(4)
در اين كه «اين دو صنف با همديگر متفاوتاند، از نظر خلقت طبيعى، جاى ترديد نيست و در اين باره تحقيقات به حد لازم و كافى انجام گرفته است. عنايت امر اين است كه آيا اين اختلاف و تنوع در خلقت طبيعى زن و مرد باعث مىشود كه يكى ناقص و ديگرى كامل باشد، نه چنين چيزى نيست، اين مسئله تنوع است، نه نقص و كمال.»(5)
اين اختلافات، انعكاسى «در روبناى زندگى گذاشته است؛ نه در حقايق واقعى و جوهر حيات اين دو صنف زن و مرد. آن چه ممكن است باعث اختلاف باشد، يكى عده واقعيات است كه ما آنها را مشاهده مىكنيم، مانند اين كه مرد نيروى بيش ترى در پيچيدن در لابهلاى توليدات سخت اقتصادى و دفاع از كشور، تحمل مشقتها و خشونتهاى زندگى دارد و همچنين در جريان توالد و تناسل بارى را كه صنف زن به دوش مىكشد، باعث تقيد بيشتر او مىگردد و در اين جربان مرد آزادتر است، همانطور كه سيمون دوبوار از نيچه نقل كرده است: تسليم شدن زن در اجراى پديده خلقت، خيلى بيشتر از مرد است و اگر مردى ادعا كند كه او هم مثل زن در اين جريان تسليم مىشود، به شرافتم سوگند يا دروغ مىگويد، يا مرد نيست.»(6)
اگر بخواهيم ببينيم نظر قرآن درباره خلفت زن و مرد چيست، لازم است به مسئله سرشت زن و مرد كه در ساير كتابهاى مذهبى نيز مطرح است، توجه كنيم. قرآن نيز در اين موضوع سكوت نكرده است. بايد ببينيم قرآن زن و مرد را يكسرشتى مىداند يا دوسرشتى؛ قرآن با كمال صراحت، در آيات متعددى مىفرمايد: زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريدهايم.(7) قرآن درباره همه آدميان مىگويد:
«خداوند از جنس خود شما براى شما همسر آفريد.»(8)
آيه، صريحا ارزش را بر ملاك تقوا قرار داده است. بدون اختصاص به زن يا مرد. به نظر مىرسد امتياز بسيار مهمى كه در صنف زن وجود دارد، چشيدن طعم حيات است كه مرد تنها مفهومى از آن را درك مىكند. چشيدن طعم حيات در صنف زن بيشتر و عميقتر از مرد ديده مىشود و به همين جهت است كه قانون الهى چنين اقتضا كرده است كه ارتباط مادر با فرزندان و كودكان تا دوران رشد احساسات و عواطف آنها ادامه داشته باشد. امام خمينى رحمهالله در اينباره مىفرمايد:
«همانطور كه حقوق مردها در اسلام مطرح است، حقوق زنها نيز مطرح است.
اسلام به زنها بيشتر عنايت كرده است تا به مردها، اسلام زنها را بيشتر حقوقشان را ملاحظه كرده است تا مردها. اين هم معنا كه بعد از اين چه خواهد شد، زنها حق رأى دارند. از غرب بالاتر است اين مسائلى كه براى زنها ما قائل هستيم. حق رأى دادن دارند، حق انتخاب دارند، حق انتخاب شدن دارند. همه اينها هست. تمام معاملاتشان به اختيار خودشان است و آزاد هستند. اختيار شغل را آزاد هستند. البته در شرق براى مردها يك محدوديتهايى هست كه آن محدوديتها به صلاح خود مردها هست و آن محدوديتها، يعنى در آن جاهايى كه مفسده هست براى مرد، از قماربازى جلوگيرى مىكند. اسلام از شرابخوارى جلوگيرى مىكند. اسلام از هروئين جلوگيرى مىكند، براى اين كه مفسده دارند.»
«براى همه يك محدوديتهايى هست، محدوديتهايى شرعى و الهى، محدوديتهايى است كه به صلاح خود جامعه است. نه اين است كه براى جامعه يك چيزى مثلاً نافع بوده است كه محدوديت برايش ايجاد كردهاند!»(9)
نيز مىفرمايد : «اسلام مىخواهد كه زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زنها را نجات داده است از آن چيزهايى كه در جاهليت بود. آنقدرى كه اسلام به زن خدمت كرده است، خدا مىداند به مرد خدمت نكرده است كه به زن خدمت كرده، شما نمىدانيد كه در جاهليت زن چه بوده و در اسلام چه شده.»(10)
حضرت آية اللّه العظمى خامنهاى نيز مىفرمايد:
«شما بايد زن را با چشم يك انسان والا نگاه كنيد، تا معلوم بشود كه تكامل و حق و آزادى او چيست؟ زن را به عنوان يك موجودى كه مىتواند مايهاى براى اصلاح جامعه يا پرورش انسانهاى والا بشود نگاه كنيد تا معلوم بشود كه زن كيست و آزادى او چگونه است، زن را به چشم آن عنصر اصلى تشكيل خانواده در نظر بگيريد. اگرچه از مرد و زن تشكيل مىشود و هردو در تشكيل و موجوديت خانواده مؤثرند. اما آسايش فضاى خانواده و آرامش سكوتى كه در فضاى خانواده است به بركت زن و طبيعت زنانه است. با اين چشم به زن نگاه كنيد تا معلوم بشود كه زن چگونه كمال پيدا مىكند و حقوق زن چيست؟»(11)
شهيد مطهرى مىفرمايد: «آنچه از نظر اسلام مطرح است، اين است كه زن و مرد به دليل اينكه يكى زن است و ديگرى مرد، در جهات زيادى مشابه يكديگر نيستند، جهان براى آنها يكجور نيست، خلقت و طبيعت آنها را يكنواخت نخواسته است، و همين ايجاب مىكند كه از لحاظ بسيارى از حقوق و تكاليف و مجازاتها وضع مشابهى نداشته باشند. در دنياى غرب، اكنون سعى مىشود ميان زن و مرد از لحاظ قوانين و مقررات و حقوق و وظايف، وضع واحد مشابهى بوجود آورند و تفاوتهاى غريزى و طبيعى زن و مرد را ناديده بگيرند.
تفاوتى كه ميان نظر اسلام و سيستمى غربى وجود دارد در اينجاست.كلمه «تساوىِ حقوق، يك مارك تقلبى است كه مقلدان غرب بر روى اين رهآورد غربى چسباندهاند.»(12)
اعلاميه حقوق بشر كه در فصل گذشته، توضيح مختصرى درباره آن داديم، داراى يك ديباچه و 30 ماده است كه پس از گفتگوهاى طولانى، در تاريخ آذرماه 1327 شمسى، مطابق با 10 دسامبر 1968 م.، از طرف مجمع سازمان ملل تصويب گرديد و جهانيان آن روز را به نام «روز حقوق بشر» جشن مىگيرند.
در خيلى از مواد اين اعلاميه، به آزادى انسان و انواع آزادىها تصريح شده است. نكات مثبت زيادى در اين اعلاميه ديده مىشود و نسبت به دو اعلاميه قبلى ـ يعنى اعلاميه حقوق آمريكا (1776) و اعلاميه حقوق فرانسه (1789 م.) ـ كاملتر است،.ولى كاستىهاى بسيارى نيز دارد. اول اينكه آزادى مطرح شده در اين اعلاميه همان آزادى در مكتب ليبراليزم است. اين اعلاميه هيچ اشارهاى به «آزادى مثبت» يا «آزادى معقول» كه بسيارى از فيلسوفان از آن حمايت مىكنند، ندارد. از نظر اين اعلاميه، تنها قيد آزادى، اصطلاك آن با آزادى ديگران است.
نيز در اين اعلاميه، هيچ نامى از خدا نبرده شده است؛ يعنى كاملاً از منظر مادى تنظيم شده است.
نكته دوم، مشروعيتِ آزادى مورد بحث است. در ماده نخستين آمده است: همه افراد بشر، آزاد و باحيثيت و حقوق يكسان زاييده مىشوند.
«اگر موضوعى الحادى نيز داشته باشيم، بايد بگوييم حقوق افراد را آفرينش خاص آنها تعيين مىكند. براى مثال بايد بگوييم چند نظام آفرينش باردارى و زايمان و شير دادن را به عهده زنان گذارده است، زنان بايد از حمايت و حقوق بيشترى برخوردار باشند. نه آن كه بىتوجهى به سرشت خاص زن و مرد، حقوق همه را يكسان بدانيم.»(13)
شهيد مطهرى مىفرمايد :
«در اين نهضت به اين نكته توجه نشد كه مسائل ديگرى هم غير از تساوى و آزادى هست تساوى و آزادى شرط لازماند نه شرط كافى. تساوى حقوق يك مطلب است و تشابه حقوق مطلب ديگر به برابرى حقوق زن و مرد از نظر ارزشهاى مادى و معنوى يك چيز است و همانندى و همشكلى و همسانى چيز ديگر. در اين نهضت عمدا يا سهوا تساوى به جاى تشابه به كار رفت و برابرى با همانندى يكى شمرده شد، كيفيت تحتالشعاع كميت قرار گرفت.انسان بودن زن موجب فراموشى زن بودن و مىگرديد.(14)
به نام آزادى و به نام انتخاب، دختر شايسته و نمونه سال انتخاب مىكنند و با چاپ عكسهاى عريان در ابعاد مختلف در مجلهها و روزنامهها از وجود آنها استفاده
مىكنند تا به اين طريق مشترى بيشترى براى خود جذب كنند.(15)
مقام معظم رهبرى در اينباره مىفرمايد:
«اشتباه مىكند دنياى استكبار سرشار از جاهليت كه خيال مىكند ارزش و اعتبار زن به اين است كه خود را در چشم مردان آرايش كنند تا چشمهاى هرزه به او نگاه كنند و از او تمتع بگيرند و او را تحسين كنند.
آنچه امروز در غرب از آن به عنوان آزادى زن نام برده مىشود، آزادى زن نيست؛ بلكه در واقع، بايد آن را آزادى مردان هرزه براى التذاذ از زن ناميد.»(16)
«لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلاَ اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ»(17)
شهيد مطهرى مىفرمايد : «شرط اصلى سعادت هر يك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى اين است كه دو جنس هر يك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مىبخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده است قيام بر ضد فرمان فطرت و طبيعت است؛ نه چيز ديگر»(18).
حجاب از ديدگاه اسلام و غرب
چرا غرب همواره تلاش كرده است كه در سلسله اقدامات تهاجمى خود عليه ارزشهاى فرهنگى ملى و اسلامى، كشف حجاب را يكى از اقدامات مهم قرار داده و توان بالايى را به عملى شدن آن و جلوگيرى از اشاعه حجاب اسلام اختصاص داده است؟ چرا اسلام،اين دين سعادت بخش، حجاب را براى زنان واجب فرموده و يكى از احكام ضرورى قرار داده است؟(19)
شك نيست كه غرب و اسلام با دو ديدگاه متفاوت به زن و ارزشها و كرامت انسانى الهى او مىنگرند و بر همين اساس برنامهريزى مىنمايند. اينك حجاب را از دو ديدگاه غرب مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم: لباس پوشيدن، شأنى از شئون انسان است و در هر تمدن رابطه مستقيمى با معناى انسان و تعريف انسان در آن تمدن دارد.
حجاب انسان در تمدن جديد غربى چيست؟ در تمدنى كه خدا از صحنه زندگى غايب شده، و در كليسا عزلت گزيده، معنويت به حاشيه زندگى خزيده، و استخوانبندى فرهنگ و تمدن غربى، يك استخوانبندى مادى شده كه در آن ديگر معنويت و قدس، اصالت ندارد و انسان ديگرى موجودى نيست كه حامل «روح الهى» باشد و بتواند خليفه خدا در زمين شود و...
در اين تمدن، انسان هيچ فرقى بنيادى و وجودى با حيوان ندارد... او هم چند سالى در طبيعت زندگى مىكند و مىميرد و ديگر هيچ!...
ارزش و اعتبار همه چيز در اين تمدن با اين ملاك سنجيده مىشود كه چقدر مىتواند به انسانى كه اساسا حيوانى مادىاست، لذت ببخشد و يكى از چيزهايى كه مىتواند به او لذت ببخشد «تن انسان» است.
از نظر غرب، انسان جز «تن» چيز ديگرى نيست و اين تن يكى از مهمترين آبشخورهاى لذت اوست، و او در فرصت محدودى كه تا مرگ دارد بايد از همه لذتها تا مىتواند بهرهمند شود»(20).
در اينجا ما ديدگاه برخى از دانشمندان غربى را درباره حجاب و پوشش كنار هم قرار مىدهيم تا شما خود به قضاوت بنشينيد و علت تناقص گويىها را خود پيدا كنيد.
راسل با «تابو» خواندن احساس شرم، عفاف و تقواى مرد و پوشش زن درباره ريشه حيا و حجاب مىگويد:
«اخلاق جنسى آنچنان كه در جوامع متمدن ديده مىشود، از دو منبع سرچشمه مىگيرد: يكى، تمايل به اطمينان پدرى، ديگرى، اعتقاد مرتاضانه به خيبث بودن عشق.
ديدگاه فرويد نيز هم افق با ديدگاه راسل است. او نيز اخلاق جنسى را تابو مىخواند و در روانشناسى خود، مبناى تحركات انسان را در همه دورانهاى زندگى، غريزه جنسى معرفى مىكند و ايجاد مانع در برابر آنان را به هر شكل ممكن، مردود شمرده، عامل بيمارىهاى روانى مىداند.
به راستى، آيا مىتوان اين كلمات متناقص كه حقايق آشكار را زير پا مىگذارد پذيرفت؟ آيا اخلاق نوين جنسى غرب كه با استفاده همين نظريات پايهريزى شده مشكلات روانى را حل كرده است و يا به عكس، عوارض بىشمار فرهنگى، اجتماعى و اخلاقى به وجود آورده و هزاران درد بىدرمان به دردهاى گذشته افزوده است؟».(21)
آيا مىتوان با اين سخن متناقض، به تحليل ريشه حجاب و حيا پرداخت و آن را تبيين نمود؟
شهيد مطهرى در پاسخ غربىها مىگويد : درباره اينكه زن ابتدا در خود احساس نقص مىكرده است و سبب شده كه هم خود او و هم مرد، او را موجود پست بشمارد، سخنان زيادى گفته شده است، خواه آن سخنان درست باشد و خواه نادرست، با فلسفه اسلام درباره زن و پوشيدگى زن رابطهاى ندارد. اسلام، نه حيض را موجب پستى و حقارت زن مىداند و نه پوشيدگى را به خاطر پستى و حقارت زن عنوان كرده است؛ بلكه منظور ديگرى داشته است»(22).
آية اللّه جوادى آملى مىگويد : «شبههاى كه در ذهنيت بعضى افراد هست، اين است كه خيال مىكنند حجاب براى زن محدوديت و حصارى است، حجاب نشانه ضعف و محدوديت زن است.»(23)
تن آدمی شریف است ، به جان آدمیت
نه همین لباس زیبا ست ، نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت ؟
خور و خواب و خشم و شهوت ، شغب است و جهل و ظلمت
َحیَوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش ، وگرنه مرغ باشد
که همی سخن بگوید ، به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی ؟
که فرشته ره ندارد ، به مقام آدمیت
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی ، به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی ، که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است ، مکان آدمیت
َطیَران مرغ دیدی ؟ تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی ، َطیَران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم ، بیان آدمیت
سعدی رضی الله عنه
منشور کورش کبیر
(اولین اعلامیه حقوق بشر)
|
منشور حقوق بشر کوروش بزرگ موسوم به استوانه کوروش استوانهای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته شده و دور تا دور آن مجموعهای از سخنان و دستورات شاهنشاه به خط میخی بابلی نقش گردیده است. این استوانه در پایههای شهر بابل قرار داده شده بوده است. |
این سند به عنوان "نخستین منشور حقوق بشر" شناخته میشود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری میشود.
متن منشور حقوق بشر کورش کبیر
اينک که به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي کنم ، که تا روزي که من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد . دين و آيين و رسوم ملتهايي که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي که من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .
من تا روزي که پادشاه ايران و بابل و کشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .
من تا روزي که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد .
من تا روزي که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بکار وادارد .
من امروز اعلام مي کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر ديني را که ميل دارد ، بپرسد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند ، مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غضب ننمايد و هر شغلي را که ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند .
من اعلام مي کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده ، مجازات کرد ، مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلي ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتکب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران .
من تا روزي که به ياري مزدا ، سلطنت مي کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .
گویند به ماهش کن تو تشبیح
که رویش همچو ماهی میدرخشد
نگاهش در شب تارو غریبت مثال نور ماهی میدرخشد
بگویم کین چرا ماه پر از سنگ
که حتی نور او از نور خورشیدی درخشد
مثالش میزنم همچون خود خویش 
که در قلبم مثال آن خدایش میدرخشد
kamran
ای دل توببین مست نگاهی شده ای
عاشق و دیوانه و شیدای یاری شده ای
میکشد هرسو ترا همچون نسیم نوبهار
عاشق روی جمال نوبهاری شده ای
سلام
سلام به همه کسانی که برای اولین بار نوشته های من را میخوانند. کار من در این وبلاگ جمع آوری نظرات انسانهایست که دوست دارند نظر بدهند درمورد هر چیزی که فکر میکنند باید نظر دهند نظر میدهند . خواهش میکنم مرا در این امر یاری نمائید و نظرات خود و یا درد دلهای خود را برایم بگزارید .
